محمد مهدیمحمد مهدی، تا این لحظه: 12 سال و 6 ماه و 3 روز سن داره
پیوند مامانی وباباییپیوند مامانی وبابایی، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 8 روز سن داره

محمد مهدی.بهترین هدیه خداوند

8 و 9 ماهگی گل پسرم

1393/11/11 4:51
نویسنده : مامان کوثر
803 بازدید
اشتراک گذاری

مامانی بازم سلام.

به قول خاله زهرا که همش قربون صدقت میره و میگه عمر خاله.نفس خاله.عشق خاله. 

با شرمندگی و تاخیر زیاد 8 و 9 ماهگیت مبارک.

عزیزم از اتفاقات 8 ماهگیت تا اون جایی که یادمه اینکه تو اون ماه 4 تا از دندونات در اومد. 

بعدش آقا پسر ما طبق معمول سرما خورد.یعنی از وقتی که پاییز شروع شده محمد مهدی ما هر ماه مریضه.به قول بابایی که میگه احتمالا دلش واسه ی دکترش تنگ میشه دوست داره بره پیشش.الان هم که دارم این پست و مینویسم بیحالی.از امروز هیچ غذایی نمیخوری.چند روز قبل که بردمت پیش دکترت.خانم دکتر گفتن گلوت ویروسی شده. یه خورده بهتر شده بودی اما مثل اینکه دوباره مریض شدی.فقط خدا خدا میکنم که هر چه زودتر زمستون تموم بشه و من و بابایی یه نفس راحت بکشیم.

پسرم عاشق دایی جونشه.یعنی دایی جون حق داره فقط شما رو بغل کنه و با شما بازی کنه.جدیدا که سر نشستن تو بغل دایی جون بین شما و سوگند جون دعوا میشه.シンプル のデコメ絵文字シンプル のデコメ絵文字シンプル のデコメ絵文字  این قضیه در مورد عزیز جونت هم صدق میکنه. 

دیگه اینکه شما تایم خوابیدنت تو شب خیلی تغییر کرده اکثرا تا 4 صبح بیداری و به سختی میخوابونمت. گاهی اوقات اونقدر لجبازی میکنی مثل امشب که من و بابایی شما رو داخل پتوت میذاریمو اونقدر تکونت میدیم و برات لالایی میخونیم تا بخوابی.

پسر گلی من هنوز که هنوزه چهاردست وپا نمیره.یعنی عشقم چهاردست وپا دوست نداری بیشتر تلاش میکنی که راه بری.چند مورد پیش اومد که شما مبل و یا میز و گرفتین وبلند شدین.عزیزم من وبابایی بی صبرانه منتظر راه رفتنتیم.

پسرم یه خرسی داره که خیـــــــــــلی دوستش داره.البته این خرسی ما دخملیه آخه از من به شما رسیده اما من و بابایی لباس ورزشی به تنش کردیم وحالا تا حدودی پسملی شده.

مامانی این ماه بردیمت قد و وزن که خدا رو شکر همه چی خوب بود.

وزن پسرم:8.500

قد پسرم:72

برای دیدن عکسهات بریم ادامه مطلب:

مامانی فدای مدل خوابیدنت بشه.عاشقتم  

اینجا دایی جون برات تاب تاب عباسی خوند شما هم روی دستهاش خوابیدی. 

یه کار جالبی که انجام میدی اینه که همیشه یا نشسته یا خوابیده پاهاتو روی هم میذاری.قربونت برم.

اینجا عشقم مریضه و تب داره.فدای چشمهات بشم. 

محمد مهدی و خرسیش.هر چند اینجا اولاشه از خرسی میترسه. 

مامانی این خانوم خوشگله فاطیما جونه که وقتی شما بیمارستان بودین این کوچولو هم پیش شما بستری بود و مشکل شمارو داشت.مامانی باورت نمیشه که این دخملی فقط 1.500وزن داشته ببین الان چقدر خانم شده.قربونش     

عزیزم اینم پروژه ی این ترمم موضوعش کافه کتابه.که بصورت دستی درست شده.گذاشتمش به عنوان یادگاری 

عشق مامانی عکسهای 9 ماهگیتو تو پست بعدی میذارم.بوس بوس برای عشقمبوسبوسبوس

پسندها (1)

نظرات (3)

مهتاب
11 بهمن 93 13:34
ای جانم چقدر نازی شما خاله جون خاله جون علیرضای منم توی مسابقه عکس شرکت کرده میشه بری بهش رای بدی؟ یه دنیا ممنون اینم لینکش http://photo.ninisite.com/Showphoto.aspx?vid=2015011122090505397
سحرناز
31 تیر 94 1:43
سلام خوبین؟! وب زیبایی دارید،ایشالا که همیشه موفق باشید. میشه ازتون خواهش کنم از وب منم دیدن کنید ممنونم و منتظرتونم
مامان کوثر
پاسخ
سلام.ممنون.حتما بهتون سرمیزنم.
فاطمه
1 مرداد 94 6:18
عالیه !!!